ღ ...یـــاسان چشــــم بـــلبـــلی...ღ

ماجراهای تلخ و شیرین

آرام جانم تولدت مبارک...

تولدت مبارک

                 هديه ات تمامي ستاره هاي آسمان ،
تمامي گلهاي روي زمين ،
آواز هر چه پرنده خوش صداست ،
تمامي قلبم ،
همه زواياي روحم و سراپاي جان و تنم ...
كاش كه بپذيري عشقم را ، قلبم را و روحم را .
در لحظه موعود نزديك گوش قشنگت زمزمه كنم که ...

دردانه ام
تولدت مبارك

 

دوستای گلم پست قبل از تولد 2 سالگی شازده کوچولو به روز شد...

دلیل غیبت کبری

سلام عشقم,سلام پسر مهربون و باهوشم سلام یاسان بازیگوشم,الهی قربونت برم که این روزا شیطونیات داره به اوج میرسه یاسانم ماما از خدای مهربون میخوام الان هرجای دنیا,با هر موقعیت شغلی که هستی تنی سالم ولبی خندون داشته باشی آمین ایندفعه که مثل همیشه دیر وبت رو آپ کردم مقصر اصلی خودت بودی میپرسی چرا؟؟؟؟؟؟ الان بهت میگم,یکم حوصله کن دلیل اول و آخرش همینطور که بهت گفتم شخص شمایی,چون توی ماهایی که گذشت شدید لجباز و بهونه گیر شده بودی و خداروشکر همه ی دوستای گل وایبریمون هم در جریان هستند,که خداروشکر با لطف دوستان گل مجازیمون این مشکل هم درسته تموم نشد ولی خیلی خیلی کم شد,شایدم یکی از دلا...
19 مرداد 1393

ماهگرد 18هم+چهارشنبه سوری+نوروز 93

سلام گل همیشه بهارم خوبی عشق قشنگم,گل پسرم مامان با عرض پوزش الان یکماه بیشتره که وبت رو برات آپ نکردم,آخه از اواسط اسفند به این ور یه اتفاقایی افتاد  که اصلا دوست ندارم برات اینجا بزارم اگر دوست داشتی و منم زنده بودم ازم بپرس تا برات همش رو تعریف کنم. همه کسم اول از همه سال  رو بهت تبریک میگم و دوم هم تشکر بابت بودنت توی سال گذشته بعدشم آرزو برای بودنت توی سال آینده گل پسرم یاسانم مامان ماهگیت هم مبارک ایشاالله 18 سالگیت رو برات جشن بگیرم امروز دوشنبه 18/01/93 و این اولین پست سال 93 هست که میخوام برت بزارم,ایشاالله که توی این سال جدید همش خبرای خوشحال کننده و پست های شاد برات بزارم... ...
20 فروردين 1393

تولد مامان الهه+دندون 10 هم و 11 هم+فرهنگ لغات 16 ماهگی

سلام به یکی یه دونه ی مامان خوبی پسر طلای من؟؟؟؟؟ ایشاالله که الان داری این پست رو میخونی یه آدم کاملا موفق و اجتماعی شده باشی و اینم بدونی که هنوز که هنوزه عاشقت هستم و عاشقت میمونم واااای الهی که من دورت بگردم که روز به روز نظاره گر بزرگ شدنت هستم و هر روز شاید روزی صدبار خدارو بابت داشتنت شکر کنم.... وااای خدا جونم شکرت خیلی خوشحالم که یاسانم,پاره ی تنم بزرگ شده و دیگه همه ی حرفهام رو به خوبی میفهمه و قشنگ دیگه درکم میکنه... حتی روزایی که حوصله ندارم زیاد سر به سرم نمیزاره و میره برا خودش یه گوشه میشینه و با اسباب بازیهاش بازی میکنه... حتی کارش به جایی رسیده که میاد و باهام شوخی میکنه... الهی دورت ...
7 اسفند 1392